|
ري بافي| زري بافي در كاشان| زربفت. زري يا زربفت پارچه اي ظريف و بسيار گران بهاست كه چله يا تار آن از ابريشم خالص است و ..... اما اينكه زري بافي چيست؟ در جلد دوم فرهنگ دكتر معين آمده است: زري يعني پارچهي ساخته شده از زر (طلا). پارچهاي كه پودهاي آن از طلا است. زربفت. زري يا زربفت پارچه اي ظريف و بسيار گران بهاست كه چله يا تار آن از ابريشم خالص است و پودهاي آن ابريشم رنگي و يكي از پودها، نخ گلابتون است كه مي تواند زرين يا سيمين باشد. در مورد تاریخچه زری بافی باید گفت که بافت پارچههايي كه درمتن و نقوش آنها، نخهاي گلابتون به كار گرفته شده بنا به روايات تاريخي به دو هزار سال پيش ميرسد. هردودت مورخ مشهور يوناني نوشته است : روميان به خاطر زيبائي و اشتهار زربفتهاي سنتي ايران همه ساله مبالغ هنگفتي ميپرداختند. فيلوسترات نيز گفته است : اشكانيان، خانه هاي خود را با پردههايزري يراق دار كه از پولكهاي نقره و نقوش زرين ، تزئين شده بود مي آراستند. بدون شك بافتن پارچههاي زربفت، مانند قالي و گليم از زمان هخامنشيان در ايران مرسوم بوده است زيرا در بسياري از نقوش برجسته تخت جمشيد، شوش و حتي پاسارگاد، نقوشي در حاشيه هاي لباس شاهنشاهان و درباريان به چشم مي خورد كه حاكي از اين است كه لباس آنها از پارچه هاي زربفت بوده،به علاوه در حاشيه لباده و حاشيه آستينها و يقه لباس، قطعاتي از طلاي ناب به شكل شير، مرغ، ستاره با گل پنجپر و يا نقوش هندسي مانند مثلث و غيره ميدوختند و بسياري از اين قطعات طلا، امروزه در موزه ايران باستان و موزه هاي ديگر دنيا موجود است كه متعلق به عهد هخامنشي ميباشد. از دوره ساسانيان نيز در كليساها و موزههاي خارج از ايران، نمونهاي متعدد زري موجود است. زيرا زريهاي دوره ساسانيان به قدري مورد توجه بود، كه از تمام نقاط دنيا خواستار آن بودند و وقتي كسي به ايران مسافرت ميكرد، بهترين هديه اي كه مي توانست به ميهن خود ببرد يك قطعه زري بود و به اين طريق مثلاً باقي ماندههاي صليب مسيح را صليبيون در زريهاي ايراني ميپيچيدند و به همراه خود به اروپا ميبردند. از قرون چهارم ميلادي ،قطعاتي اززربفتهاي ايراني در موزه ليون فرانسه، موزههاي لندن، واشنگتن، ارميتاژ و... نگهداري ميشود و نمودار عظمت و اعتبار اين هنر سنتي درايران كهن است. فن زري بافي در دوران صفويه به منتهاي كمال خود رسيد. به حقيقت بايد گفت دوران صفويان، اوج شكوه و بلندي هنر و تمدن ايرانيان بوده است كه پس از اسلام مانند آن ديده و شنيده نشده است. آنان دوباره نام ايران را در انديشهها زنده كردند. پارچههايي كه در دوران شاه عباس بافته ميشد، در همهي تاريخ مانند ندارد. شاه عباس در اصفهان كارگاهي بهنام كارگاه شاهي ساخته و از هنرمندان زريباف ميخواهد تا در آنجا كار كنند. اين كارگاه به شكل انحصاري براي دربار شاهي پارچههاي بسيار نفيس ميبافت و نام آن شهره ي آفاق گشته بود. از اين دوران هم نمونههاي بسياري باقي مانده كه حتي امروز، ديگر كسي نميداند كه آن استادان زبردست، اين پارچهها را بافتهاند!! با سقوط صفويان به دست افغانها، چراغ هنر ايران هم رو به خاموشي گراييد. افشاريه و زنديه و قاجاريان هم هيچ كاري براي نجات آن انجام ندادند.
كاشان يكي از شهرهايي بود كه از آغاز در بافت پارچههاي گوناگون شهره بود. استاد محمد خان نقشبند اين هنر را دوباره زنده مي كند و فرزندانش راه پدر را ادامه ميدهند. در دوران پهلوي به دليل نياز دربار براي لباسهاي زربفت چه براي پوشش و چه براي هديه دادن، بار ديگر بافت پارچههاي زرباف رونق گستردهاي گرفت به ويژه در زمان تاجگذاري كه لباسهاي دربار بايد از اين پارچههاي بافته ميشد..... . باورود ماشين هاي بافندگي و آسان شدن فن بافت در اوايل دوره پهلوي، اين هنر تقريباً به جز در چند زيرزمين خانه هاي سنتي كاشان، يزد و اصفهان، در جاي ديگري وجود نداشت. تا اينكه خبر بافت پارچههاي زربفت در كاشان به گوش رضاشاه ميرسد و همزمان با گشايش مدرسه صنايع مستظرفه قديم يكي از استادان بزرگ اين رشته به نام محمد طريقي از كاشان به تهران منتقل شد و اين رشته رو به نابودي را در شرايط سخت گسترش داد و شاگردان بسياري تربيت كرد، تاجايي كه در سال 1352 در تهران اساتيد متخصص در رشته بافت زري و مخمل به بيش از هفتاد نفر رسيده بودند. اما اكنون استاداني كمتر از تعداد انگشتان دست در اين رشته فعاليت دارند.
برچسبها: زر, زری بافی, پرده, پارچه
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۴ساعت 12:18  توسط نگین تور
|
|